
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() زبانحال حضرت زهرا سلاماللهعلیها قبل از شهادت
من که از سایۀ انـدوه، حـذر میکردم رنگ غم داشت به هرجا كه نظر مىكردم شوق دیدار پدر بود، پس از هجرت او آرزویى كه من سـوخـتـهپـر مىكـردم «چون صدف، قطرۀ اشكى كه به من مىدادند مىزدم بر لب خود مُهر و، گهر مىكردم» شعـلۀ آهی اگر از دل من سـر میزد، روز را شـام غـریـبـانِ دگـر میکردم خستهدل بودم و با صوت دلانگیز بلال زنده در خاطر خود یاد پـدر مىكردم تا شـنـیدم ز پـدر مژدۀ رفتن، خود را از هـمان روز مهـیاى سـفـر مىكردم من و اندیشه ز طوفان حوادث؟ هیهات! پیش امـواج بلا سـیـنه، سپـر میکردم من و این پهـلوى آزرده، خدا میداند، شب خود را به چه تقدیر، سحر مىكردم محـرم سـرّ جهـان بود عـلـى، اما من فضه را باید از این راز خبر مىكردم یـادم از خـاطرۀ غـصب فـدک مىآمد گاهگاهى كه از آن كوچه گذر مىكردم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
نه از تو با خبریم و نه از تو بیخبریم اسـیـر زنـدگی و بـنـدگـی بـیثـمـریـم هزار بغض فرو خورده در گلو داریم میـان بـرزخ بـیـم و امـید، دربـهدریم رسیدهایم به شبهای سرد کوچۀ یأس به پـنجه بر تن دیوار، در پیِ سحریم پُر از غـمیم و به درماندگی دچار اما گـلایـههـای دل آزار را کـجـا بـبـریم در آسـتـانـۀ بُـهـت هـزار سال دروغ هـنـوز مـنـتـظـر بـازگـشت منـتَظَریم گدای بیسر و پائیم و دستمان خالیست مگر که میشود از پـادشاه دل ببـریم به روضه ختم شده روزهای ما آری هزار شکر که در بزم گریه شعلهوریم شقایـقـیم و به دل، داغ عاشـقی داریم که سالهاست پریشان زخـم میخ دریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
آهِ دلــم بـه آیــنــه زنـگــار مـیزنــد پـیـراهن وصـال تـنـش زار میزنـد عمرم، جوانیام، همه خرج گناه شد این گـریههـا زیـان مرا جار میزند دیگر چرا اجل، به خدا که همین فراق عکـس مـرا به سـیـنۀ دیـوار میزند حالم شـبیه حالِ بـدِ مجـرمـیست که سیلی نخورده دست به اقرار میزند چون ورشکستهای شدهام که به هستیاش چـوب حـراج از سرِ اجـبـار میزند بر روی من حساب نکن جمعۀ ظهور سنگت به سینه، نوکر غمخوار میزند با اینکه رو به قبله شدم، دلخوشم هنوز گاهی سری طبیب به بـیـمار میزند شرمندهام نمردهام از رنج روضهها خیلی بد است کارگر از کار میزند لعنت به نانـجـیب مـدیـنه که بیهـوا سـیـلی به پـابـهمـاه عـزادار میزنـد چون روز، روشن است از امروز کوچهاش فـردا سهسـاله را سر بـازار میزند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
«بلا» عظیم و «گره» کور و «امتحان» سخت است چقدر دوریِ از صاحب الزمان سخت است شبیه هرکه به جز اوست زندگی کردیم ولی شبیه به آقا...! برایمان سخت است قصور ماست اگر تحبس الـدعا شدهایم مقصریم که رفتن به آسمان سخت است بـرای دیـدۀ هـر جـایـیِ مـنِ دِلْسـنـگ مجالِ دیدنِ دلدار هر زمان سخت است چقدر فاصله مانده، چقدر از او دوریم و راه رفـتن با پایِ ناتـوان سخت است اگرچه غـرق گـناهـیم، دوسـتـش داریم نـبودن «ولیِ مهـربانـمان» سخت است اگرچه دورم از او، بین روضه نزدیکم نفس کشیدن بیروضه، بیگمان سخت است همیشه قِصۀ بیمادری غم انگیز است همیشه رفتن یک مادرِ جوان سخت است ز میخ سختتر، آغاز بیکسی علیست به روضهخوان بگو این روضه را نخوان؛ سخت است بـه پـیـش دیـدۀ مَـردم زدنـد فـاطـمه را اگرچه روضه عیان است، در بیان سخت است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال حضرت زهرا سلاماللهعلیها با امیرالمؤمنین علیهالسلام
شرمنـدهاَم ز چـشمِ تـرِ تو، حلال کن امـروز میروم ز بـرِ تو، حـلال کن این چند روزه خیلی اذیت شدی علی زهرا شدهست دردسرِ تو، حلال کن این رکنِ دوم است که از دست میدهی خَـم میشود اگر کـمرِ تو، حلال کن مَردم به فکـرِ زنـدگیِ عـادیِ خودند این است دردِ بیـشـترِ تو، حـلال کن ای آبِ غسلِ پیکرِ زخـمیِ فاطمه... اشکِ زلالِ چـشمِ تـرِ تو، حـلال کن دسـتت اگر به این وَرَمِ بازویم رسید دیدی شکسته چون سپرِ تو، حلال کن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
اَلا انـسـیةالحـورا! اَلا خـیرالنـسا! زهرا بخوانم با کدامین یا چه بنویسم تو را؟ زهرا! نه تنها حمد و توحیدی و والعصری و والشمسی تویی تو کوثر و تطهیر و فجر و إنّما، زهرا! تویی که چادرت چون سایهای روی سر دنیاست چرا پوشیده میگویم؟ تویی نور خدا! زهرا خوشا بر تو! محمد از نگاهت وام میگیرد علی با دیدنت آرام میگیرد، خوشا زهرا! چه میشد لایق "الجار ثم الدارِ" تو باشیم که ما بسیار محتاجیم "الغوثِ" تو را زهرا نیاوردیم ما هیزم، نخـندیـدیم بر اشکـت دعایی کن برای ما! الا روح دعا زهرا نبوده روضههایی بازتر از آن درِ بسته نبوده کـربـلایی مثل داغ کوچهها زهرا علی میگفت: حالا که جهان قهر است با حیدر تو هم کمصحبتی با من! چرا زهرا؟ چرا زهرا؟ گره بسیار و ره دشوار؛ باکی و هلاکی نیست که هم مشکلگشا زهراست و هم رهنما زهرا نه؛ تشبیه رسایی نیست: ما و خاک پای او کجا ما بیسر و پایانِ سَردَرگُم، کجا زهرا؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها و روضۀ سیدالشهدا
فضای خانۀ تو رنگ و بوی ریحان داشت صدای زمزمههایت شمیم قـرآن داشت هوای دشت قـنـوتت هـمیشه ابـری بود قنات اشک زلالت همیشه جریان داشت اگـر چـه مـادر آبـی ولـی هـمـه دیـدنـد تنـور خانۀ گـرم تو بیعـدد نـان داشت تو با یـتـیم و فـقـیر و اسـیـر هـمدردی چرا که سفرۀ سبزت همیشه مهمان داشت نماز و راز و نیاز و دعـای نیـمهشبت برای دوست و دشمن مگر که پایان داشت؟ بهشتِ رویِ زمین بودی و امیرِ بهشت میان روضۀ شهر مدینه، رضوان داشت خدا که خون خودش را به دست تو پروَرد به مـادرانگی تو چه قـدر ایـمان داشت نـخـواسـتـم بـروم سـمـت قـتـلـگـاه امـا گریز زد قـلمِ من، قـلم، پـریشان داشت به سمت لحـظۀ تـنهـایی کسی میرفت که خیمه، وقت وداعش هوای باران داشت بـه قـتـلـگـاه رسـیـدی، کـنار پـیکـر او به احترام تو میایستاد اگر جان داشت حسین، قلب رسول، این چنین به خاک نبود سیاه لشکـرِ دشمن اگر مسلـمـان داشت سری به نیزه بلند است روبه روی تو، آه ســری بـه نــیــزه رهــا، لا الـه الا الله
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
آتشی داغ تو در سینۀ من روشن کرد باید از شعـلۀ آن تا به ابد شیون کرد قامت صبر مرا داغ تو در کوچه شکست ماجرای در و دیوار چهها با من کرد ماندهام بر دل تو میخ در آتش زده است یا دل سوختهات خون به دل آهن کرد؟ شمع چشمان کبودت ز غمم سوخت چنان که غریبی مرا بر همه کس روشن کرد جامۀ رزم به تن داشت علی، پیش از این بعد تو پیرهن صبر، دگر بر تن کرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
دخترم، بیتو بهشتِ جاودان شیرین نبود بیش از این دوری، سزای صحبتِ دیرین نبود آمدی ای مهـربان، اما چرا افـسردهای؟ با تو در دنیا که بودم، خاطرت غمگین نبود در مدینه تا تو را میدیدم ای نخل امید، صحبت از گل بود، اما حرفی از گلچین نبود لالـۀ بــاغ مـرا دیــدنــد مــردم، داغدار اینکه رسم تسلیت، این شیوۀ تسکین نبود میهـمان من شدی با گـوشۀ چـشم کـبـود راستی آنجا مگر چشم حقیقتبین نبود؟ صورت نیلی و بازوی کبود، ای روزگار! آن سفارشها که من کردم، جوابش این نبود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای بهشت از نور رویت، دلپذیر خوبیات در هر دو عالم بینظیر از دعایت ابر غـفـران، اشکریز از دعایت، بحر رحمت، موجخیز کن دعا، تا مردمان، یکرو شوند تا ملائک، جـمـله آمـیـنگـو شوند کن دعـا، ای عرش اعـلیٰ پایهات پیش از اهل خویش، بر همسایهات گر نمیگـفت از تو هـمسر یا پدر کس نبود از حَسب حالت، با خبر چون پیمبر را به رو، در، وا کنی شـرم از مـهــمـان نـابـیـنــا کــنـی تـاول دسـتــان کــاری، پـنــد تــو خـطِّ بـنـد مـشـک، گـردنـبـنـد تــو روح ایـمـان دیـدۀ بـیـدار تـوسـت با یـتـیـمان مهـربـانی کـار توست در جهان، تسبیحت ای نیکوسرشت خلق را یک در، ز درهای بهشت از غـمـت ای پـیـش حق، با آبـرو ابـر بـغـضی تـلـخ، دارم در گـلـو بـغـضم آیـا از حـدیث کـربـلاست یـا ز یـادِ دردِ پـهـلـوی شـمـاست؟ در دلم این بغـض غـوغـا میکـند آخـرِ این شـعـر، سـر، وا میکـند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
مـعـطـر بـود حـتـی پـرپـرش هم لباسـش داشت لاله، بـستـرش هم به قدری پهلویش مجروح شد که گـمـانـم درد دارد مـحـشـرش هم به قدری عاشق و معـشوق بودند نگفت از درد خود با همسرش هم زن از شوهر بگیرد رو؟! محال است نه... اصلاً نه؛ ندارم باورش هم عـلـی که جـای خود دارد، الـهی نـبـیـنـد ایـن بـلا را کـافـرش هـم رسید از دَر به خیمه آتش و دود بـمـیـرم من به حال دخـتـرش هم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
رفته از دستم حساب جـمعههای انتظار هر سحر یابن الحسن گفتم به پای انتظار میشمارم روزها را، فصل همعهدی کجاست؟! ندبه میخوانم به شوقِ گفتنِ «مهدی کجاست» نـالـۀ یابن الحـسن! برگـرد بر روی لبم پُر شده از حسرت دیدار او روز و شبم میرسد او با سپـاهی از شهـیدانِ بـسیج دیدنی خواهد شد آن ایام، طـوفان بسیج ملت مستضعـف دنیا به حـقـّش میرسد عاقبت یک جمعه هم مولا، به حقّش میرسد چارده قرن، این جدایی، درد تنهایی بس است یک نفس تعبیر این رؤیای زهرایی بس است وعدهی حقّ خدا وقت مشخص میرسد جـمـعـۀ آزادی بیـت الـمـقـدّس میرسـد میرسد تا که ببیند شور و شوق لحظه را میرسد تا که بـگـیـرد انتـقـام غـزه را حضرت صاحب زمان! ای حضرت قائم! بیا انـتـقـام کـوچـۀ سـرخ بـنـی هـاشـم! بـیا هر غریبی در زمـانه داد زد: مهدی بیا مادرت در کوچهها فریاد زد: مهدی بیا فاطمیه آمده، ای روضهخوان! روضه بخوان از گل پژمردهحالِ نیمهجان، روضه بخوان کوچه در کوچه نماند و تا دل گودال رفت میخ شد خنجر، به روی حنجری بیحال رفت شیعۀ مهدی! عزای سخت بانو را بخوان فـاطـمـیـه آمده از داغ عـاشـورا بخوان مـادری افـتاد که حالا تنی تـسخـیـر شد پیکری افتاد در گودال و خواهر، پیر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
كـوثـر جاری نوری و دو زمزم داری هرچه شایستۀ عشق است فراهم داری احمدی روی و علی خوی، عجب زهرایی! آنچه خوبان همه دارند، تو با هم داری هاجری؟ آسیهای؟ نه! تو فقط فاطمهای كه به تعظیم، دوصد هاجر و مریم داری غـم حـیدر غـم زهـراست، خدا میداند تـو به انـدازۀ غـمهـای عـلی غـم داری چاردهمرتبه در سوگ خدا روضه شدی چـارده قـرنِ تـمـام است مـحـرّم داری از غمت عالم و آدم پُـرِ داغـند و هنوز چقدر سینهزن و مرثـیهخوان كم داری چـادر خاكی تو پرچـم این هیأتهاست به خودت فاطمه! سوگند تو پرچمداری
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
جاری شده این اشک به تکرار غـم تو عـمریست دل مـاست گـرفـتار غـم تو شد هر تـپـشـش ذکـر «عـلیّاً ولی الله» قـلـبـی که شـده مـحـرم اسـرار غـم تـو چشم تر ما چشمهای از کوثر و در دل چون خیـمهای افـراشته هـمواره غم تو جا مـانـده دلـم در وسط کـوچهٔ اشکـت آتـش زده مـا را در و دیــوار غــم تــو ده قرن گذشتهست، هنوز ای گـل پرپر مـانـده بهروی دوش جهـان بار غـم تو
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
ای تا همیشه مـطـلع الانـوار لبخندت در چـارده آئـینـه شد تکـرار لبخندت جان پدر را تا بهشتی غرق گل میبرد در لحـظههای روشن دیـدار لبخندت لبریز بود از مادری، لبریز چشمانت سرشار بود از عاطفه، سرشار لبخندت نُه سال در دنیای حیدر صبح و ظهر و شب تکرار شد تکرار شد تکرار لبخندت با گردش دستاس خیر و نور میپاشید بر هرچه صحرا هرچه گندمزار لبخندت وقت دعا بود و سر سجاده گل میکرد با گـفـتن «الجـار ثـم الـدار» لبخندت از روزۀ بینان و بیخرما چه شیرینتر وقتی که باشد لحـظۀ افـطار لبخـندت اما چرا این روزها دیگر نمیخـندی اما چرا این روزهای تار لبخندت... مثل گلی توفـانزده پژمرد، پرپر شد بعد از پدر بعد از در و دیوار لبخندت این روزهای آخری یکبار خـندیدی اما چه تلخ است آه تلخ اینبار لبخندت با چشمهای خـسته تا تابوت را دیدی بر چـشمهای فـضه شد آوار لبخندت مادر جهان ما یتیم عشق و احساس است قدری بخند ای مهربان بگذار لبخندت… چادر نماز دخترم از یاس لبریز است تـابـیده بر این چـادر گـلـدار لبخندت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
بعد از اینکه دفن شد آن شب پیمبر در سکوت سُست شد ایمان مردم، مُرد باور در سکوت شد غدیر خم شبیه رازهای سر به مُهر محو شد از خاطرات، آن حج آخر در سکوت کـینهها سر باز کرد و فـتنهها آغاز شد آتش آن کینهها شد شعلهورتر در سکوت شهر، تنها در هجوم فتنه چشم خیره داشت لال بود و گنگ بود و بُهتآور در سکوت فـتـنـۀ نَــمـرود شـد آتـشبـیـار مـعـرکـه هیزم آوردند مردم بار دیگر در سکوت سوخت میراث پیـمبر در میان شعـلهها بسته شد دستان حق؛ دستان حیدر در سکوت در میان بیتفـاوتهای بیاصل و نسب سوخت آیه آیه آیه قلب کوثر در سکوت دختر آئـینه را در کـوچهها سـیلی زدند شد شنیده آن صدای تلخ، بهتر در سکوت روزِ روشن در میان کوچه افتاد از نفس در میان هَجمههای شعلهپرور در سکوت بین طوفانهای بیغیرت، میانِ گرد و خاک پُر بها شد چادر زهرای اطهر در سکوت در هجوم بیصدایی، یک نفر فریاد شد فاطمه در بین آن خوف و خطر فریاد شد از نفس افتاده بود، اما نفـسها را بُـرید چون رسولالله آمد، چون پدر فریاد شد ذوالفقاری از کلام آورد و در آن معرکه پیش رفت و پیش رفت و بیشتر فریاد شد از محمد، از پدر تا گفت قدری گریه کرد گریه کرد و باز با چشمان تَر فریاد شد از کـتابالله ناطق گـفت؛ از مولا عـلی رو به منبر کرد و با خون جگر فریاد شد بر سر این بیتفاوت مردمِ از حق گریز در میان صحن مسجد با تشر فریاد شد آه امـا هر چه او فـریـاد شد، فـریـاد شد دید تنها عدهای را مات و مضطر در سکوت بعد از آن زهرای اطهر ذرّه ذرّه آب شد شد شبیه یک خیالِ گریهآور در سکوت در غـریـبـی گـوشـۀ آن خـانۀ مـاتـمزده ماند تا جان داد روزی بین بستر در سکوت غسل داد او را امیرالمؤمنین با اشک چشم زیر نور ماه، با چندین کبوتر در سکوت روی برگ لالهها با خون دل باید نوشت نیمهشب تشییع شد آن یاسِ پرپر در سکوت از امیرالمؤمنین آن شب امانت را گرفت در میان قـبر، دستانِ پیـمبر در سکوت نـاکجـا آبـاد شد دنـیـای بعـد از فـاطـمـه بینهایت شد غم ساقی کوثر در سکوت میرسد پایان این جریان به روز رستخیز میرسد وقتی سواره بین محشر در سکوت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
وحی، خـیـرالنـساش میگـوید خود مدیـحـش خداش میگوید آنکه وحی است منطقش صد بار "جـان بـابـا فـداش" مـیگـویـد مـصـطـفی بر جـلال او قـائـل مـرتـضی از وفـاش میگـویـد در تکـامـل کـمـال، حـیـرانش نقص، از خود جداش میگوید کـعـبـه آئـیـنـهدار رخـســارش مـروه هم از صفـاش میگوید وحی حق را ز بعد ختم رسل جـبـرئـیـل از بـراش میگـوید روز از کارِ خـانه و دسـتـاس نـیـمهشب از دعـاش میگـوید کـوه از بـار درد او به سـتـوه ابـر از گـریـههـاش مـیگـویـد وصف او گرچه گفـتهاند بسی آنچه شـاید، نگـفته است کسی
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() ذکر مصائب حمله به خانه امیرالمؤمنین و حضرت زهرا علیهم السلام
کاش در باران سنگ فتنه بر دیوار و در سینۀ آئـینه را میشد سـپر، دیوار و در زخم بود و شعلهای، بال هما آتش گرفت زآشـیان سوخـته دارد خـبر دیوار و در خانۀ وحی پیـمـبر در بلا پـیچـید و شد، باغ پرپر، سرو زخمی، نوحهگر دیوار و در دختر پیغـمبر و تدفـین پنهانی به شب؟! وای بر امّت، کند لب وا اگر دیوار و در حیرتی دارم من از صبری که بر حیدر گذشت ذوالفقار آرام بود و شعلهور، دیوار و در استخوانی در گلو، خاری به چشم، آتش به جان نالهها در چاه گاهی، گاه بر دیوار و در گـریۀ پـنهـان حـیدر از نـفـاقی آشـکـار شاهد سوز علی شب تا سحر، دیوار و در از فدک تا کربلا، یک خطّ طغیان بیش نیست سوخت آنجا خیمه، اینجا در شرر، دیوار و در
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
به نـام نـامی زهـرا، به نـام مـادرهـا سـلام مـا بـه امــام تــمــام مــادرهـا که فـاطـمهست هـمیـشه امام مادرها به لطف فـاطـمه هستم غـلام مادرها غـلام خـانۀ زهـرا حـسابـمان کردند برای نوکـریاش انتـخـابـمان کردند هزار شکر، نوشـتـند نوکـرش باشیم هزار شکر که گـفـتـند قـنبرش باشیم گـدای خـانـۀ او تا به آخـرش بـاشـیم اجـازه داد به ما، حـلـقۀ درش باشـیم به روی شانۀ خود دست رحمتی داریم غـلام فـاطـمهایم و چه عـزّتی داریم بهـشت زیر قـدمهای مـادرانۀ اوست بهشت گـوشۀ دنجی ز آشیانۀ اوست بهشت زمزمههای شب و شبانۀ اوست بهشت گرمی نان و تنور خانۀ اوست قسم به گردش دستاس و گرمی نانش نشـسـتهایم سـر سـفـرههای احـسانش تـنور عـالـمیان گرم شد به برکت او شدند خـلق، خـلائق همه به عـلت او قسم به شوکت زهرا، قسم به عزت او به عرش و فرش میارزد فقط دو رکعت او سلام ما به قیام و قعـود و یا رب او سلام ما به قنوت و به سجدۀ شب او به حب فاطمه اینجا که راهمان دادند ثـواب کوه به یک ذره کاهمان دادند به زیر چادر زهـرا، پنـاهـمان دادند برات اشک به غمهای شاهمان دادند شدیم گریهکنِ روضۀ حسین و حسن یکی بدون حرم شد، یکی بدون کفن
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و منقبت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
هر که با زهراست احساس سخاوت میکند «مور این وادی سلیمان را ضیافت میکند» فرشیان نه، عرشیان هم رو به او میایستند در میان خـانهاش وقـتی عـبادت میکند مرتضی بر فاطمه یا فاطمه بر مرتضی! کیست که بر دیگری دارد امامت میکند؟! هرچه مولا مدح خود را کرد، مدح فاطمهست آیـنه از شـأن هـمـتـایش حکـایت میکند روز محشر که بیاید کار دست فاطمهست مرتضی میایستد، زهـرا قیامت میکند رشتهای از چادرش هم دست ما باشد بس است رشتهای از چادرش؟! آری شفاعت میکند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام با حضرت زهرا سلاماللهعلیها
میبارد از چشمهایم باران اشکی که نمنم شد آبشاری پریشان، رودی که پاشیده از هم زهرای من بی تو دنیا، غربتسرای بزرگیست آبی ندارد بهجز داغ، نانی ندارد بهجز غم بر سفرۀ سادۀ ما، جز آب و نان و نمک نیست ای روزی کل هستی، بر خوان لطفت فراهم! ای قـدر تو بیکرانه، ای جایگاه تو والا در چشمهسار احادیث، در نصّ آیات محکم مدیون لطف تو حوّا، مرثیهخوان تو هاجر محو دعای تو زینب، چشمانتظار تو مریم طعم نگاه تو والتّین، الحمد و طاها و یاسین آب وضوی تو تسنیم، اشک زلال تو زمزم تسبیح و ذکر مدامت، گلواژههای کلامت تصویر نوری مداوم، معنای فیضی دمادم آه ای پرستوی زخمی! بر اهل این خانه رحمی این خانه میریزد از پِی، این جمع میپاشد از هم تصویر آن روز کوچه، بگذار در پرده باشد طاقت ندارم بگویم از روضههای مجسّم روزی که در یاری از دین، دنبال من میدویدی با حال و روزی پریشان، با گامهای مصمّم باید که پنهان بماند، از چشم دنیا مزارت باید که مخـفی بماند، قـدر تو قـدر مسلّم شکر خدا دردمندیم، شکر خدا داغداریم در غـربت فـاطمیه در روزهای محـرّم یا فاطمه اشفعی لی، یا فاطمه اشفعی لی یا فاطمه اشفعی لی، یا فاطمه در دو عالم
: امتیاز
|